همه ما یک مرگ بدهکاریم - برای ناصر حجازی

ن نوشتاریست که «امیر حاج‌رضایی» کارشناس فوتبال، در سالروز درگذشت ناصر حجازی، دروازه‌بان و مربی سابق فوتبال کشورمان نوشته است.

به گزارش ایسنا در بخش‌هایی از این مطلب که در روزنامه شرق منتشر شده، آمده است:

خاک می‌خواند مرا هر دم به خویش

می‌رسند از ره که در خاکم نهند

آه شاید عاشقانم نیمه‌شب

گل به روی گور غمناکم نهند

باورش مشکل است که آن رعنا یک سالی می‌شود که به میهمانی خاک رفته است. سرو بلندقامت فوتبال ما به «مرگ» باخت؛ مرگی تکان‌دهنده به وسعت پهنای خاک ایران و فراتر از مرزهای وطن. بی‌اختیار (دفتر شعری را باز کردم و از آن چندسطری را برای) این مطلب انتخاب نمودم...

همه ما می‌دانیم که مرگ سرانجام خواهد رسید و به قول «یان دارابانت» فیلمساز آمریکایی «همه ما یک مرگ بدهکاریم و استثنایی در کار نیست.» اما بعضی رفتن‌ها آتشی به جان‌ها می‌زند که تاب‌نیاوردنی است. حجازی رفت. زخم عمیقی که بیماری هولناک قرن بر پهلوی او نهاد، التیام نیافت و در ساعات اولیه دوشنبه دوم خرداد سال گذشته قلب او از تپش ایستاد و او آرام گرفت و سرانجام مرگ او از راه رسید.

 

ناصر حجازی

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه‌ای ز امروزها، دیروزها

در میان روزهای تلخ و شیرین روزگار، حجازی رفت؛ مردی که در بندر «بوسان» در کره‌ جنوبی زردهای شرق را ناکام گذاشت و کامیابی را همچون شهدی شیرین به جان مردمش ریخت؛ همان مردمی که سالی است که شرنگ تلخی از درد و حسرت به کام‌شان سرازیر شده است. حالا بر سنگ مزار او نوشته شده: «ناصر حجازی؛ فرزند علی‌اکبر» به اضافه شعر مورد علاقه‌اش که غرور او را به رهگذران یادآوری می‌کند.

حالا روزها و هفته‌ها و ماه‌ها بی‌شکیب از پی هم می‌گذرند و ما در میان غبار زندگی می‌لولیم تا زمان رفتن‌مان فرا رسد. می‌گویند «مرگ حق است.» آیا زندگی حق نیست؟ باورش مشکل است. ناصر حجازی فرزند علی‌اکبر، فقط همین؟

صمیمانه این اندوه ژرف را به همسر محترم، آتیلای عزیز و دختر گرامی ایشان تسلیت عرض می‌کنم. مرد بزرگی را از دست دادیم. خداوند او را در پناه رحمت واسعه خود قرار دهد.

در شطّ خویش رفتی و رفتی از این دیار

ای شاخه شکسته ز طوفان عشق من